مدتي معين با سرعت شتابيافتهٴ يكساني حركت كند، طول مسيرش برابر است با مسافتي كه در صورت ثابت بودن سرعتش و مساوي بودن آن با سرعت متوسط ميپيمود. اين يك پيشگامي بر گاليله است، ولي آن را در آثار بوريدان و آلبرت ساكسوني هم مييابيم. از سوي ديگر، او يك خطاي جدي ارسطو را از نو پيش كشيد، كه بوريدان و آلبرت ساكسوني با هوشمندي خود از آن دست كشيده بودند. وي عقيده داشت سرعت يك پرتابه تا مدت كوتاهي پس از پرتاب افزايش مييابد. اين اشتباه در لئوناردو داوينچي، كاردانو و ديگران تأثير داشت.
بر اساس نظريهٴ گرانِش او كه احتمالاً از تيمايوس اقتباس كرده بود، لازم نيست مركز ثقل ثابتي را در مركز جهان فرض كنيم. اين گام ديگري به سوي نظام كُپرنيكي بود و شايد بزرگتر از تصور حركت وضعي زمين، كه در بخش نجوم از آن سخن خواهيم گفت. ولي برخورد ذهني او چنان مجرد و انتزاعي و چنان سرشار از ديدگاههاي كلامي بود كه نميتوانست در اين زمينه بر كُپرنيك يا گاليله پيشي گيرد.
4. نجوم. مهمترين تأليف نجومي اُرام همساني حركات سماوي نام دارد، كه در آن نتيجه ميگيرد، اگر حركات سماوي ناهمسان و غيرقابل قياس با يكديگر است، كه ممكن است چنين باشد، وجود (دورهها مانند سالهاي كبيرهٴ افلاطون) نامقبول خواهد بود و امكان پيشگوييهاي نجومي و اخترگويي مردود ميشود. اين عقيده را ميتوان در هاگين دو لاكرو (سيزدهم ـ2) يهودي يافت، كه رسالههاي اخترگويي ابراهيمبن عزرا را از عبري به فرانسه ترجمه كرد و در هانري بات (سيزدهم ـ2)، كه مترجم همان رسالهها به لاتيني بود. استدلال تاحدي خوشظاهر است، چون در آن صورت هنوز ميبايست پيشبيني تقريبي امكانپذير بوده باشد. ولي در وهلهٴ اول بدان سبب بسيار جالب است كه قصد ارام را به بهرهگيري از هر وسيلهاي براي مبارزه با اخترگويي نشان ميدهد و در وهلهٴ دوم بدان سبب كه آن را ميتوان سايهاي از يكي از مهمترين بحثهاي تاريخ مكانيك آسماني دانست. منظورم مجادلهٴ شديد ميان لاپلاس و لاگرانژ دربارهٴ ((تفاوت كبير)) مشتري و زحل است. در سال 1788 سرانجام لاپلاس توانست ثابت كند علت آن ((تفاوت كبير)) را بايد در همسانيِ تقريبي حركت ميانگينشان دانست.
اُرام به ترجمهٴ فرانسهاش از كتاب السماء و العالم شرحي افزود، كه شامل استدلال روشني دربارهٴ حركت وضعي زمين است (فكري كه بارها در قديم و سدههاي ميانه جوانه زده بود). با اين همه به نظام بطليموسي وفادار ماند. او را پيشاهنگ كُپرنيك خواندن كاملاً درست نيست، ولي او راه را براي انقلاب كُپرنيكي هموار ساخت. استدلال اُرام كه به زبان فرانسه براي شاه نوشته شده بود، بايد در فرانسه بهخوبي معروف شده باشد، ولي همين امر دسترسپذيري آن را براي خارجيان كم ميكرد. اُرام رسالهاي به زبان فرانسه دربارهٴ افلاك نوشت. اين كتابي ابتكاري است و